اگر تاریخ علوم عقلی در ایران را ورق بزنیم، نام چندین مدرسه و عالم شیرازی را نمیتوان نادیده گرفت. قطبالدین شیرازی، صدرالدین دشتکی، غیاثالدین منصور دشتکی، جلالالدین دوانی و ملاصدرا هرکدام در دورهای از تاریخ، بخشی از مهمترین مباحث فلسفی، کلامی و عقلی را در شیراز دنبال کردهاند. این خطه هموارها محل مواجهه جدی میان […]
اگر تاریخ علوم عقلی در ایران را ورق بزنیم، نام چندین مدرسه و عالم شیرازی را نمیتوان نادیده گرفت. قطبالدین شیرازی، صدرالدین دشتکی، غیاثالدین منصور دشتکی، جلالالدین دوانی و ملاصدرا هرکدام در دورهای از تاریخ، بخشی از مهمترین مباحث فلسفی، کلامی و عقلی را در شیراز دنبال کردهاند. این خطه هموارها محل مواجهه جدی میان آراء و شکلگیری دیدگاههای تازه در این زمینهها بوده است.
البته مکتب فلسفی شیراز صرفا در انباشت نامها نیست؛ در این است که مسئله تولید میکرد. دشتکی با دوانی وارد گفتوگوی علمی میشد، صدرالمتألهین از میراث همین فضای علمی عبور میکرد و دستگاه فلسفی خود را میساخت. دانش در این مسیر، مولفهای برای نقد، تکمیل و بازسازی بود.
حالا این پرسش جدی متوجه حوزه علمیه فارس است: این سنت علمی امروز کجاست؟
در حوزهای با چنین پیشینهای، چه تعداد مسئله فلسفی و کلامی معاصر به پروژه علمی تبدیل شده است؟ چه نظریاتی در حوزه علوم انسانی از اینجا برخاسته و توانسته در فضای علمی کشور محل بحث قرار گیرد؟ و چند طلبه مستعد علوم عقلی، امروز افقی جز تدریس و شرح متون پیش روی خود میبینند؟
این پرسشها را نمیشود با تعداد جلسات علمی یا آمار آثار منتشرشده پاسخ داد. مسئله، توان حوزه برای تولید علم، فکر جدید و تمدنسازی علمی است؛ همان چیزی که روزگاری شیراز را به یکی از کانونهای مهم علوم عقلی تبدیل کرد.
تحریریه احوال حوزه
- نویسنده : تحریریه احوال حوزه











