جنگ تحمیلی سوم صحنه تقابل دو دستگاه معرفتی بود: منطق استکبارِ متکی بر قدرت سخت، در برابر منظومه قرآنیِ مقاومت، مردم و ایمان… آنچه دشمن را به عقب‌نشینی واداشت، فقط موشک و میدان نبود؛ بلکه پیوند قدرت دفاعی با حضور مردمی و مشروعیت ایمانی بود؛ همان حقیقتی که قرآن کریم از آن با عنوان نصر […]

جنگ تحمیلی سوم صحنه تقابل دو دستگاه معرفتی بود: منطق استکبارِ متکی بر قدرت سخت، در برابر منظومه قرآنیِ مقاومت، مردم و ایمان…

آنچه دشمن را به عقب‌نشینی واداشت، فقط موشک و میدان نبود؛ بلکه پیوند قدرت دفاعی با حضور مردمی و مشروعیت ایمانی بود؛ همان حقیقتی که قرآن کریم از آن با عنوان نصر الهی یاد می‌کند: «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ»

در فقه سیاسی اسلام، امنیت، بدون اقتدار ممکن نیست. از همین رو، توان نظامی در منظومه دینی، نه ابزار تجاوز، بلکه رکن بازدارندگی و حفظ اسلام است.

جمهوری اسلامی با تکیه بر عقلانیت دفاعی و قدرت بازدارنده، هیمنه آمریکا و رژیم صهیونیستی را دچار فرسایش راهبردی کرد.

اما ضلع تعیین‌کننده، مردم بودند؛ مردمی که با حضور در میدان، سرمایه اجتماعی مقاومت را احیا کردند. تجربه تاریخی نشان داد هرجا ملت در صحنه باشد، پروژه‌های براندازانه و جنگ‌های ترکیبی شکست می‌خورند.

بعد از جنگ اخیر، مقاومت دیگر یک تاکتیک منطقه‌ای نیست؛ بلکه یک گفتمان تمدنی است که توانسته معادلات سلطه را تغییر دهد و افول اقتدار آمریکا و اسرائیل را به یک واقعیت میدانی بدل سازد.

 

 

  • نویسنده : محمدجواد ابراهیم‌زاده